خرید بک لینک

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است!

اکسیر من! نه این که مرا شعرِ تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
در شعرِ من حقیقت یک ماجرا کم است

تا این غزل شبیهِ غزل های من شود
چیزی شبیه عطر حضورِ شما کم است

گاهی تو را کنارِ خود احساس می کنم
اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است

خونِ هر آن غزل که نگفتم به پای توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است!

محمدعلی بهمنی

برچسب: نویسنده: نرگس کاشانی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 22:46

روزی که از دریای عشقت سر در آوردماز یاد بردم هرچه دنیا بر سر آوردم در غصه هایم غوطه ور بودم که موج اشکتا ساحل قلبی چنین پهناور آوردم پروانه ای هستم من و عطر حضور تو از شاخه ای بر شاخه های دیگر آوردم

برچسب: نویسنده: نرگس کاشانی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 22:46

هزار درد مرا، عاشقانه درمان باشهزار راه مرا، ای یگانه پایان باش برای آنکه نگویند، جستهایم و نبودتو آنکه جسته و پیداش کردهام، آن باش دوباره زنده کن این خسته ی خزان زده راحلول کن به تنم جان ببخش و ج

برچسب: نویسنده: نرگس کاشانی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 22:46

با تو بیمش نیست از دریای توفان زا دلم بلکه با تو می زند شلاق بر دریا ، دلممی ستیزد همچمنان با پشت گرمی های تو با شب تاریک و بیم موج و توفان ها ، دلمگرچه اینان با هم اند ام

برچسب: نویسنده: نرگس کاشانی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 22:46

عشق بوی مشک دارد زان سبب رسوا بود

مشک را کی چاره باشد از چنین رسوا شدن

عشق باشد چون درخت و عاشقان سایه درخت

سایه گر چه دور افتد بایدش آن جا شدن

بر مقام عقل باید پیر گشتن طفل را

در مقام عشق بینی پیر را برنا شدن

حضرت مولانا

برچسب: نویسنده: نرگس کاشانی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 22:46

صفحه بندی